از قیطریه تا اورنج کانتی
Loading

چند لحظه ...
جزیره‌ی آهنی

جزیره‌ی آهنی
نسخهPDF

نسخه الکترونیک جزیره‌ی آهنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره جزیره‌ی آهنی

صدا که آمد، مرد را دید: لاغر و سیاه. لباس کار سفیدی پوشیده بود و با آچار بزرگی، به ستون آهنی نزدیک می‌زد و پایین را می‌پایید. دید که حامد بالا را نگاه می‌کند. دید که او را دیده است. ناگهان آن‌چه را در دست داشت به طرفی انداخت و چند بار دست تکان داد. کلاه ایمنی‌اش را پرت کرد توی آب و به سرعت لباس‌هایش را در آورد. حامد لحظه‌ای ماند. گاز موتور را کم کرد. خواست دور بزند و برگردد که مرد ناگهان، برهنه و دست و پا زنان، خودش را پرت کرد در هوا و لحظه‌ای بعد، تالاپ! مثل ماهی پیر مرده‌ای در آب موج‌دار نزدیک قایق فرو رفت و کف کمی به اطراف پاشید. دستپاچه‌و بی تکلیف به آب، به همان جایی از آب که مرد فرو رفته بود نگاه کرد. ترس از این‌که مرد، بی‌هوا، پیدا شود و پروانه‌ی موتور، سرش را تکه تکه کند هشیارترش کرد.

ادامه...

مشخصات جزیره‌ی آهنی

نظرات کاربران درباره جزیره‌ی آهنی