Loading

چند لحظه ...
کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده

کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده

نسخه الکترونیک کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده

در کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده پرتره‌ای از مردی جوان و هنرمند برای ما ترسیم شده است که با جلو رفتن و خواندن دست‌نوشته‌های او لایه‌های زیرین اثر یکی پس از دیگری برایمان آشکار خواهد شد. این که این مرد جوان کیست و چرا کابوس‌های او تبدیل به دست‌نوشته‌ها و در نهایت اقدامی عجیب می‌شود.

خلاصه داستان دست‌نوشته‌های یک مرده

سرگئی ماکسودوف Sergei Maksudov با دنیای هنر ارتباطی نداشت. او نه یک نمایشنامه نویس بود و نه هنرمند تئاتر. او تنها یک کارمند ساده در روزنامه‌ی «پیک موسسه‌ی کشتیرانی» بود؛ اما سرگئی از شرایط زندگی و روزگار سرخورده و متاثر بود و برای فرار از این حالت به علاقه همیشگی‌اش نوشتن پرداخته بود. او شب‌ها مشغول کار کردن روی نمایشنامه‌ای با عنوان برف سیاه بود. بعد از مدت‌ها ماکسودوف نامه‌ای از مرکز آموزشی تئاتر مستقل مبنی بر ملاقات و پذیرفته شدن نمایشنامه‌اش به عنوان یکی از نمایشنامه‌های قابل اکران دریافت می‌کند. نامه‌ای که سبب دگرگونی و تحول زندگی او و ارتباطش با تئاتر می‌شود.

درباره کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده

کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده اثر نویسنده‌ی مشهور روسی میخائیل بولگاکف است که اولین بار در سال 1965 منتشر شده است. در حالی که نویسنده نوشتن آن را در سال ۱۹۳۶ آغاز کرده بود و این رمان به مدت 25 سال از حق نشر محروم بود.

سرگئی لئونتویچ شخصیت اول این داستان بعد از گذراندن دوره‌ای در زندگی خود به یک ناکامی بزرگ رسیده است و در پی بحران‌ها و ناامیدی‌ها تصمیم به خودکشی می‌گیرد؛ اما تلاش او برای خودکشی نیز مانند تلاشش برای نویسنده شدن نیز با شکست رو به رو شده است. دست‌نوشته‌های شخصیت اول تنها زاییده‌ی تخیلات و بیماری مالیخویایی‌اش است. خواننده نیز در این فضا با شادی‌ها و غم‌های او همراه خواهد بود.

بولگاکف به خوبی در این رمان دردهای خود از جامعه‌ی هنری را درون شخصیت اول داستان نمایان کرده است. داستانی که بی‌شباهت به زندگی خود بولگاکف نیست. چرا که اگر زندگی‌نامه نویسنده را در کنار این رمان قرار دهید متوجه دو داستان موازی و مرتبط به یکدیگر خواهید بود. کتاب این کتاب حدود یک دهه از ارتباط بولگاکف با تئاتر هنری مسکو را در یک سال نشان می‌دهد. داستان از زبان اول شخص روایت می‌شود و نویسنده خود در قالب نویسنده‌ای در داستان، گویی با مخاطب عام خود که به زودی کتاب او را می‌خوانند سخن می‌گوید و مخاطب را تا انتها با خود همراه می‌کند.

کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده را انتشارات کتابسرای تندیس با ترجمه‌ی فهیمه توزنده جانی منتشر کرده است و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

درباره میخائیل بولگاکف نویسنده‌ی کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده

میخائیل بولگاکف Mikhail bolgakov نویسنده و نمایشنامه‌نویس روسی است که امروز نام او با رمان مشهور خود مرشد و مارگاریتا در جهان مشهور شد. بولگاکف در پانزدهم می سال 1891 در کیف پایتخت اکراین که در گذشته متعلق به روسیه بود، متولد شد. او در جوانی در رشته‌ی پزشکی تحصیل کرد و بعد از اتمام تحصیلات خود برای گذراندن خدمت سربازی به روستایی فرستاده شد. کتاب «یادداشت‌های پزشک جوان روستا» نیز اثری از اوست که خاطرات این دوران از زندگی‌اش را به خوبی در آن توصیف کرده است. بعد از این دوره او پزشکی را رها کرد و تمام وقت خود را صرف نویسندگی کرد. از آثار مشهور بولگاکف می‌توان به «دل سگ»، «برف سیاه»، «مرفین» و «تخم مرغ‌های شوم» اشاره کرد که در ایران به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند. بولگاکف در سال 1940 بعد از سال‌ها نگارش آثار فاخر در گذشت. این نویسنده‌ی نامدار روس در گورستان «نوودویچی» مسکو، دفن شده است.

در بخشی از کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده می‌خوانیم

دوستان، هیچ چیزی بدتر از بزدلی و عدم اعتماد به نفس نیست این دو خصلت مرا تا آن جایی پیش برد که به این قضیه اندیشیدم که آیا به راستی خواهر نامزد کرده را به مادر بدل کنم؟ پیش خود استدلال می‌کردم: واقعا چنین کاری امکان ندارد، چرا چنین چیز بی‌خودی را گفته، خوب به هر حال او در این حرفه خبره

است؟

و با این استدلال قلم را برداشتم و روی یک برگه‌ی کاغذ چیزهایی نوشتم؛ اما باید صادقانه بگویم حاصل کارم مزخرف بود. مهم‌ترین مسئله این که آن چنان از مادر ناخواسته آنتونیو نفرت داشتم که به محض پدیدار شدنش بر روی کاغذم، دندان‌هایم را از خشم به هم سابیدم، در حقیقت هیچ چیزی درست پیش نمی‌رفت.

نویسنده می‌بایست قهرمانانش را دوست داشته باشد و اگر این گونه نباشد، توصیه می‌کنم که دست به قلم نبرید زیرا باور کنید نتیجه‌ی فوق‌العاده اسفباری عایدتان می‌شود. با خشم فروخورده‌ام زیرلب زمزمه کردم باور کنید! و سپس کاغذهایم را تکه‌تکه کردم و تصمیم گرفتم دیگر هرگز به تئاتر باز نگردم، هرچند که عمل کردن به چنین تصمیمی بسیار عذاب‌آور بود و هنوز دوست داشتم بدانم که آخر کار چه می‌شود اما با خود فکر کردم «نه بگذار التماسم بکنند.»

یک روز گذشت، روز دیگر هم همین‌طور، سه روز و در نهایت یک هفته‌ی دیگر هم سپری شد و هیچ کسی از تئاتر سراغم را نگرفت. ظاهرا حق با ليكاسپاستوف پست فطرت بوده، نمی‌خواهند نمایش‌نامه‌ام را اجرا کنند. آن پوستر، آن نمایشنامه «طعمه‌ی فنیز»، آه چرا هیچ‌کس سراغم نمی‌آید! آخر مگر دنیا بدون آدم‌های خوب هم می‌شود؟

تا این که یک روز بالاخره در اتاقم را زدند و بمباردوف وارد شد. آن‌قدر از دیدنش خوشحال شده بودم که کم مانده بود اشک بریزم. بمباردوف روی صندلی نزدیک رادیاتور نشست و پاهایش را روی هم انداخت و گفت:

-انتظار همه‌ی این چیزها را داشتم، همان‌طور که پیش‌بینی کرده بودم، به تو گفته بودم! نگفتم؟ فریاد زدم:

فکر کن خودت فکر کن، چه طور می‌توانستم صحنه‌ی تیراندازی را نخوانم؟ ها؟ چه طور نمی‌خواندمش؟

بمباردوف با لحنی بی‌رحمانه گفت:

- خوب خواندی دیگر! خواهش می‌کنم، نتیجه‌اش را هم دیدی

باخشم گفتم:

- من هرگز از قهرمانانم جدا نمی‌شوم!

- حالا مگر کسی گفته بود جدا بشوی...

اجازه بده!

و من که از خشم نفس‌نفس می‌زدم برای بمباردوف همه چیز را توضیح دادم:

-ماجرای مادر، درباره‌ی پتیا که می‌بایست تک‌گویی‌های مهم و ارزشمند قهرمان را بیان کند و خصوصا درباره‌ی ماجرای آن خنجر که حسابی کفرم را درآورده بود.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده

نظرات کاربران درباره کتاب دست‌نوشته‌های یک مرده