Loading

چند لحظه ...
با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۵۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب همخونه

رمان همخونه بهترین رمان در میان آثار مریم ریاحی، نویسنده‌ی معاصر ایرانی است. مریم ریاحی چندین اثر در ژانر عاشقانه دارد که همخونه معروف‌ترین اثر اوست و تا کنون بیش از شصت‌وسه بار تجدید چاپ شده است.

درباره رمان همخونه، داستان مسیر پر پیچ و خم عشق

رمان همخونه توسط مریم ریاحی نوشته شده و در سال ۱۳۸۵ به چاپ رسیده است. این رمان مانند دیگر آثار این نویسنده در ژانر عاشقانه نوشته شده است و شیوه روایت آن سوم شخص است. رمان درمورد دختر جوانی است به نام یلدا. یلدا که دختری زیبا و خوش‌قلب است، پس از فوت پدر و مادرش، به عنوان فرزندخوانده به همراه یکی از دوستان صمیمی پدرش به نام حاج رضا زندگی می‌کند و کتاب روایتی است از زندگی او پس از همراه شدن با حاج رضا.

فرزندان حاج رضا، همگی بجز شهاب، مهاجرت کرده‌اند و در خارج از ایران زندگی می‌کنند. یلدا دانشجوی رشته‌ی ادبیات است و تحصیل در رشته‌ای که به آن علاقه دارد و وقت‌گذرانی با دوستانش باعث می‌شود تا کمتر جای خالی عشق را در زندگی خود احساس کند. ولی گاهی که در کلاس‌های دانشگاه استاد مورد علاقه‌اش از عشق و اینکه عشق موتور طبیعت است و بدون عشق نمی‌توان زندگی کرد و خوشحال بود صحبت می‌کند یلدا احساس می‌کند که زندگی بدون عشق برایش دشوار و غمگین است. او تلاش می‌کند تا جای خالی عشق را در زندگی‌اش پر کند اما حاج رضا می‌گوید: «عشق خودش خواهد آمد. نمی‌توان از آن فرار کرد. عشق خودش آهسته آهسته می‌آید و در گوشه‌ای از قلب مهربانت آرام و بی صدا می‌نشیند و تو متوجهش نخواهی بود و بعد ذره ذره قلبت را پر می‌کند.»

داستان ادامه پیدا می‌کند و شهاب که دلخوری شدیدی از پدر دارد به فکر مهاجرت افتاده و حاج رضا برای اینکه مانع از مهاجرت آخرین فرزند خود شود و او را در کنار خود نگه دارد تصمیم می‌گیرد تا راه چاره‌ای پیدا کند. حاج رضا به یلدا پیشنهاد می‌دهد با شرایط خاصی و برای مدت شش ماه با شهاب ازدواج کند و در مقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بین آنها تقسیم شود. درواقع این ازدواج کاملاً قراردادی است و قرار است یلدا و شهاب تنها به‌عنوان همخونه در کنار هم مدتی را با یکدیگر در یک خانه زندگی کنند. هرچند حاج رضا فکر می‌کند که این دو برای ازدواج با یکدیگر مناسب هستند ولی هدف او از این پیشنهاد تنها منصرف کردن پسرش از مهاجرت است. یلدا به خواست پدرخوانده مجبور می‌شود با شهاب ازدواج کند پسری که تا کنون او را ندیده است و این تازه شروع ماجراست و در ادامه‌ی داستان حوادث بسیاری در انتظار اوست.

نویسنده تلاش کرده است تا نمونه‌ای از ازدواج اجباری و توافقی را به تصویر بکشد. البته برخی منتقدین انتقاداتی هم به این اثر وارد کرده‌اند که در جای خود قابل تأمل است و باید در ذهن داشته باشیم که نویسندگان باتوجه به تخیل و تجربیات خود داستانی را روایت می‌کنند که برشی از نوعی زندگی است و شاید بخشی از جامعه آن را تجربه کرده باشند و با آن همزادپنداری کنند.

این کتاب در سال ۱۳۸۵ در ۴۶۵ صفحه توسط انتشارات پرسمان به چاپ رسیده است و علی‌رغم حجم آن که نسبتاً زیاد است خوشخوان بوده و در حین خواندن آن متوجه گذر زمان نمی‌شوید. پس از انتشار این رمان و استقبال بسیار زیاد از آن نسخه‌ی PDF آن نیز در سال‌های بعد منتشر شد. علاوه بر آن کتاب صوتی همخونه هم منتشر شده است و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. شما می‌توانید برای دانلود کامل کتاب همخونه از اپلیکیشن و وبسایت فیدیبو استفاده کنید.

درباره مریم ریاحی نویسنده‌ی جوان رمان‌های روزهای بی‌قراری

مریم ریاحی نویسنده‌ی معاصر ایرانی متولد ۱۳۵۲ در تهران است. او فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته‌ی ادبیات فارسی است و تا کنون چندین رمان به چاپ رسانده است. معروف‌ترین رمان این نویسنده «همخونه» بوده و از دیگر کتاب‌های او می‌توان به: کسی می‌آید، مرجان، بی‌ستاره، مثل پر و بوی دلتنگی اشاره کرد که بیشتر آن‌ها در ژانر عاشقانه نوشته شده‌اند.

رمان همخونه را چه کسانی بخوانند؟

این رمان یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های عاشقانه‌ی ایرانی است که مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفته است. این کتاب به علاقه‌مندان رمان‌های فارسی و ژانر عاشقانه پیشنهاد می‌شود. نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب و همچنین کتاب صوتی آن در اپلیکیشن و وبسایت فیدیبو در دسترس شما قرار دارد.

چند سطر از رمان همخونه

یلدا از بیست‌سالگی پیش حاج رضا بود و چندماه پس از اینکه آخرین فرزند حاج رضا نیز از او جدا شد، زندگی در کنار حاج رضا را آغاز کرد. مادر یلدا زمانی که او سیزده ساله بود در اثر سکته‌ی مغزی درگذشت و یلدا زندگی را در کنار پدر ادامه داد. پس از شش سال پدر نیز در بستر بیماری افتاد و تنها کسی که مثل پروانه دور او می‌گشت، حاج رضا بود. پدرِ یلدا از دوستان قدیمی حاج رضا بود که جوانی‌اش را در خدمت یکی از ادارات دولتی گذرانده بود و دوران بازنشستگی را در کنار حاج رضا به فرش فروشی مشغول بود. او متمول نبود، حتی خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردند، اجاره‌ای بود. او در آخرین لحظه‌ها به عنوان آخرین خواسته‌اش، یلدا را به تنها دوستش، حاج رضا سپرد. یلدا در پایان نوزده سالگی بود و خودش را برای کنکور آماده می‌کرد که با از دست دادن پدر، احساس عجز و درماندگی می‌کرد. او تنها فرزند خانواده بود و قوم‌وخویش چندان دل‌سوزی نداشت که بتواند بدون مال و ثروت برای ادامه‌ی زندگی روی آنها حساب بکند! اوایل زندگی کردن در خانه‌ی حاج رضا برای او کمی مشکل بود، اما کم‌کم به حاج رضا و محبت‌های بی‌دریغش دل بست. او سرپرستی یلدا را برعهده گرفت و مثل یک پدر واقعی دست‌های مهربان خود را برای تنهایی دردناک یلدا، سایه‌بان کرد. یلدا به خاطر زندگی تقریبا با درد آشنایش قدر موقعیت به دست آمده را خیلی خوب می‌دانست و از فرصت‌هایی که حاج رضا برایش فراهم می‌کرد، برای رسیدن به اهدافش بسیار خوب استفاده کرد. برای همین چند ماه پس از این که به خانه‌ی حاج رضا آمد، در کنکور شرکت کرد و سال جدیدش را با ورود به دانشگاه آغاز کرد. اما حاج رضا که مردی دنیا دیده، باسواد و بسیار مؤمن و متعهد بود، بعد از یک عمر زندگی با عهد و عیال، حالا که تنها شده بود، نیاز بیشتری به وجود یلدا حس می کرد...

مشخصات کتاب همخونه

نظرات کاربران درباره کتاب همخونه

دوستان مقداری در مورد خود کناب نظر بدید، همش شده تظر در مورد طرح رایگان
در ۵ سال پیش توسط دنی ک ( | )
همدیگه رو واسه خوندن کتاب عاشقانه ی ساده قضاوت نکنید.این کتاب هم مثل خیلی کتابهای دیگه ،ایرادات زیادی بهش وارده ولی مخاطب خودش رو داره و باید بهش احترام گذاشت. ضمن اینکه شما با نخوندن این دست کتابا و تمسخر اونایی که به رمانهای پاورقی علاقه دارن فرهیخته نمی شید. روحتون رو با هر نوع کتابی که می طلبه تغذیه کنید و آزاد باشید .
در ۴ سال پیش توسط فرزانه میرزایی ( | )
از یه نویسنده زن بعیده. این خانم یا معنی عشقو نمیدونه، یا انقدر شخصیت به فنا رفته ای داره که فکر می کنه یه دختر هرقدرم کتک بخوره و تحقیر بشه بازم عاشق میمونه! همه هم که زود عاشق همدیگه میشن! بجز تبلیغ بیجای ظواهر مذهبی، بددلی و شکاکی و دم به دقیقه کتک کاری با به قول ایشون مزاحمان دختر، اسمش میشه مردانگی و اینکه معنی کلمه غرور رو هم نمیدونن و عدم توانایی ابراز احساسات و خودشیفتگی و کلی صفت بیخود دیگه رو اسمشو گذاشتن غرور. تعداد زیادی هم غلط املایی داشت
در ۵ سال پیش توسط zah...ani ( | )
تا سن بیست سال رمان بسیار جذابیه. برا خود من یکی از دلنشین ترین کتابهایی بود ک دوران نوجوانی خوندم. ولی شاید از بیست سال ب بعد صرفا جالب باشه
در ۵ سال پیش توسط zah...373 ( | )
کتاب زرد مزخرفیه اگه میخواید از این کتابا بخونید و ژست کتابخونی بگیرید تباهید
در ۵ سال پیش توسط محسن هوشنگی فر ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۴۳
  • ۴۴
  • بعدی ›
  • آخرین ››